تبلیغات

علم بالستیک چیست؟

بالستیک چیست؟بالستیک عبارت است از درک عملکرد درونی فشنگ پس از چکاندن ماشه ، شناخت نحوه رفتار و حرکت گلوله در لوله و هوا تا لحظه اصابت به هدف و آگاهی از تاثیرات و تغیرات حاصله از این اصابت. در علم بالستیک یک فشنگ در سه مرحله مورد مطالعه قرار می گیرد: 
الف ) بالستیک داخلی : به موقعی که ماشه چکانده می شود و فشنگ عمل می کند مربوط می شود ( در داخل اسلحه چه روی می دهد ) ب ) بالستیک خارجی : به رفتار و حرکت گلوله ، از زمان خروج از دهانه لوله تا لحظه اصابت به هدف می پردازد. ج ) بالستیک نهایی : اصولا مبحثی است نظامی و از نظر شکارچیان نیز حائز اهمیت است برای اینکه به عکس العمل ها تاثیرات و تغیرات حاصله از اصابت گلوله به هدف می پردازد. هر چند که این سه مرحله به یکدیگر پیوسته بوده و در بعضی موارد بر هم منطبق می شوند ، با این حال به راحتی می توان آنها را مشخص کرد و مسایل مربوط به آنها را آموخت. 
الف ) بالستیک داخلی یا درونی هنگامی که یک سلاح مسلح شده است ، سوزن به عقب کشیده شده ، تحت فشار فنر سوزن ، به وسیله پایه آتش در عقب نگهداری شده است. هنگامی که ماشه را می کشیم یا می چکانیم ، پایه آتش ، پایین می آید و فشار فنر ، سوزن را به جلو می راند و نوک سوزن به چاشنی ضربه زده و آن را که روی سندان ته فشنگ جا گرفته است ، محترق می سازد. در اثر این احتراق ، شعله ای ایجاد می شود که از روزنه های کوچک واقع در کناره سندان به درون بدنه فشنگ راه می یابد و باعث سوختن سریع باروت می شود.این نکته شایان توجه است که بدانیم باروت برخلاف آنچه که اغلب تصور می شود ، منفجر نمی شود ، بلکه به سرعت آتش می گیرد و یا در واقع به سرعت می سوزد و در نتیجه فشار گاز زیادی ایجاد می کند. هنگامی که این فشار گاز بسته به نوع فشنگ به تراکم معینی رسید ، گلوله را از جایش می کند و آن را به درون لوله می راند و سپس به بیرون پرتاپ می کند. دیواره یا بدنه پوکه فشنگ های تفنگ یا تپانچه ، تا حدی انعطاف پذیر است و لذا هنگامی که فشار گاز باروت ، در داخل آن افزایش می یابد ، پوکه منبسط می شود و محکم به تمامی دیواره داخلی جان لوله ( محل قرار گرفتن فشنگ در لوله ) می چسبد و به این ترتیب از نشت گاز باروت و خروج آن از سمت عقب و عبور از دستگاه آتش و صدمه زدن به چشم تیرانداز جلوگیری می شود. پس از خروج گلوله از دهانه لوله و از بین رفتن فشار گاز باروت ، دیواره پوکه منقبض شده ، و تقریبا به ابعاد قبلی خود برمی گردد و به این ترتیب خارج کردن پوکه از تفنگ میسر می شود. البته پوکه فشنگ هرگز نمی تواند به تنهایی فشار گاز باروت را تحمل کند. این فشار عظیم را در واقع جان لوله و گلنگدن تفنگ که از مقاومت زیادی برخوردارند تحمل می کنند. فشار حاصله از گاز باروت تنها نکته مورد بحث در بالستیک داخلی نیست. لوله تفنگ های گلوله زنی و سلاح های کمری خان کشی شده است. بدین معنی که در جداره داخلی لوله که در جداره داخلی لوله این گونه سلاح ها برجستگی های مارپیچی ایجاد شده است. هنگامی که گلوله ، در اثر فشار حاصله از گاز باروت ، در درون لوله به حرکت در می آید ، با برجستگی های مارپیچی درون لوله درگیر می شود و در عین حال با قسمت های دیگر جدار داخلی لوله که با آن هم قطر است مماس است. چون قطر گلوله دقیقا با جداره داخلی لوله در قسمت فرورفتگی برابر است ، بنابراین گاز باروت نمی تواند از کنار گلوله عبور کرده و قبل از گلوله از دهانه لوله خارج می شود و در نتیجه همه فشار حاصله صرف راندن گلوله به جلو می شود. قطر داخلی لوله در قسمت های برجسته از قطر گلوله کمتر است ، فشار گاز باروت گلوله را که با این برجستگی ها به شدت درگیر است ، در مسیر مارپیچ این برجستگی ها به جلو می راند. روکش گلوله از سرب یا مس ساخته شده است و از فولاد بسیار سخت برجستگی های خان بسیار نرمتر است لذا رانش گلوله به جلو در اثر فشار گاز باروت و درگیری آن با برجستگی های خان ، موجب می شود که به تعداد خان ها ی سلاح و براساس نواخت چرخش خان ها بدنه گلوله شیار بردارد و در عین حال در اثر حرکت در مسیر مارپیچ خان ها ، به چرخش در آید. بنابراین گلوله در لحظه خروج از دهانه لوله با سرعت بسیار زیادی به چرخش در آمده است. این حرکت چرخشی سبب ثبات گلوله در مسیر حرکتش در هوا می شود و نمی گذارد گلوله در مسیر حرکتش معلق بشود و یا از میر خود منحرف گردد.در حقیقت دقت یک گلوله از همین حرکت چرخشی سرچشمه می گیرد. هر قدر طول گلوله به نسبت کالیبر آن بیشتر بوده و سطح اصطکاک آن با خانها بیشتر باشد ، سرعت چرخش و در نتیجه دقت آن بیشتر می شود. عوامل دیگری که در سریعتر شدن چرخش گلوله تاثیر دارند ، نواخت چرخش خانها و به عبارت دیگر طول گام خانها و بالاخره طول لوله است. هر قدر طول لوله بیشتر باشد ، تعداد گام ها بیشتر می شود. از جمله اقداماتی که برای بالا بردن ثبات گلوله در مسیر پروازش به عمل آمده است می توان از دو تکنیک نام برد. یکی ایجاد خانهای بیشتر است که در اصطلاح انگلیسی (
MICRO GROOVING ) میکرو گرووینگ نام گذاری شده است. در این تکنیک که از ابداعات کارخانه اسلحه سازی مارلین آمریکا است ، به جای ایجاد 4-6 خان که تعداد متعارف است ، 16 خان در لوله ایجاد می شود. تکنیک دیگری که ظاهرا از ابداعات کارخانه هکلر و کوخ آلمان است سیستم خان کشی به شیوه ( POLY GONAL
) پلی گونال به معنای چند ضلعی است. در این سیستم عرض قسمت های برجسته خان از عرض قسمت های فرورفته آن بیشتر بوده و یا با آن برابر است و در نتیجه سطح اصطکاک گلوله و میزان درگیری آن با خانها بیشتر شده است ، با این تکنیک توانسته اند شش درصد بر سرعت ابتدایی گلوله بیفزایند.

ب)بالستیک خارجی یا برونی
هنگامی که گلوله از دهانه لوله خارج می شود ، وارد مرحله بالستیک خارجی می شود. کسب مهارت فوق العاده در تیراندازی بیشتر به شناخت این مرحله از بالستیک مربوط می شود. زیرا در این مرحله و نحوه حرکت گلوله از دهانه لوله تا لحظه اصابت به هدف ، مورد بررسی قرار می گیرد و بیشتر اوقات و علی الخصوص در تیراندازی یا عدم اصابت تیر به هدف در گرو آگاهی یا عدم آگاهی از مسائل مربوط به این مرحله از بالستیک است. تصور غالب کسانی که در این زمینه دانش کافی ندارند ، این است که گلوله پس از تیراندازی به خط مستقیم به حرکت خود در هوا ادامه می دهد. حال آنکه واقعیت چنین نیست. هر چند که سرعت گلوله که سرعت گلوله به حدی است که دیدن آن با چشم غیر مسلح و حتی در بیشتر موارد با چشم مسلح و در شرایط عالی دید هم مقدور نیست ، با این حال قوه جاذبه زمین بر آن اثر می گذارد. در این راستا گلوله فرق چندانی با سنگی که شما با دست پرتاب می کنید ندارد چرا که هر دوی آنها ناگزیر باید به زمین برگردند. 
از نظر علمی ، اگر شما می توانستید در محفظه خلاء بسیار بزرگی بایستید و با یک دست تفنگ دوربردی را دقیقا در امتداد سطح زمین شلیک کنید و در همان لحظه و با دست دیگر خود گلوله دیگر را از همان ارتفاع به زمین رها کنید هر دو گلوله همزمان به زمین می افتادند با این تفاوت که نقطه سقوط آنها ، چند صد متر دور تر از هم می بود. گرچه این آزمایش تخیلی بوده و اجرای آن در عمل مقدور نیست ولی به خوبی تاثیر قوه جاذبه زمین بر گلوله را روشن می سازد. باید توجه داشت که اگر در خلا چند جسم مختلف الوزن و مختلف الشکل را همزمان از یک ارتفاع معین به زمین رها کنیم ، همه آن اجسام در یک لحظه به زمین می رسند. 

بنابراین با دانستن این نکته که سقوط گلوله از لحظه خروج آن از دهانه لوله شروع می شود ، متوجه می شویم که در تیراندازی به هدفی دور دست ، باید به نقطه ای بالاتر از هدف نشانه رفت. در این حالت لوله سلاح در واقع به نقطه ای بالاتر از خود هدف نشانه گیری می شود و گلوله با طی یک مسیر پرواز قوسی شکل به هدف اصابت می کند. البته نشانه گیری در امتداد این مسیر قوسی شکل مقدور نیست. شما خط نشانه را که خطی فرضی و کاملا مستقیم است به هدف می برید. خط سیر گلوله ، تا لحظه اصابت به هدف ، این خط نشانه را دو بار قطع می کند.به هنگام تیراندازی ، گلوله پس از طی مسافتی کوتاه ، خط نشان را قطع می کند و به سمت بالا حرکت می کند. اگر گلوله بر اثر قوه جاذبه زمین افت نمی کرد ، به این حرکت صعودی ادامه می داد و هرگز به هدف مورد نظر ما اصابت نمی کرد. لیکن همانگونه که گفته شد ، گلوله از لحظه خروج از دهانه لوله با قوه جاذبه زمین درگیر است ، بنابراین تنها تا زمانی که سرعت ابتدایی آن که هر لحظه رو به کاهش است ، بر قوه جاذبه زمین می چربد ، به حرکت صعودیش ادامه می دهد و پس از آن حرکت نزولی آن شروع می شود و اگر محاسبه ما کاملا درست باشد گلوله در لحظه اصابت به هدف ، یکباره دیگر خط نشانه ما را قطع می کند و به این ترتیب است که تیر ما به هدف می خورد. 
برای جبران افت گلوله و امکان تیراندازی به مسافت های مختلف ، شکاف درجه بسیاری از تفنگ ها و برخی از تپانچه ها را مدرج می سازند. هر اندازه مسافت بیشتر باشد ، شکاف درجه را به همان نسبت بالا می بریم. بالا بردن شکاف درجه موجب می شود که ما برای دیدن هدف از داخل خط نشانه ، نوک مگسک و در واقع سر لوله را بالا بیاوریم. بنابراین هر چند که ما باز هم خط نشانه را به هدف نشانه می رویم ، لیکن لوله در حقیقت به نقطه ای بالاتر از هدف نشانه رفته است. اختلاف ارتفاع بین هدف تا نقطه ای که لوله اسلحه به آن روانه شده است ، برابر است با میزان افت گلوله در آن مسافت. هر قدر مسافت بیشتر باشد ، افت گلوله بیشتر است و باید سر لوله را باز هم بالاتر بگیریم. 
در سلاح هایی که دارای شکاف درجه مدرج هستند ، کارخانه سازنده میزان افت گلوله را در مسافت های مختلف محاسبه کرده و بر مبنای این محاسبه ، درجات شکاف درجه را طوری تعبیه کرده است که تغییرات آن در مسافت های مختلف جبران این افت را بکند. باید توجه داشت که این محاسبه فقط برای یک نوع فشنگ با سرعت ابتدایی معین انجام گرفته و برای انواع دیگر فشنگ دقیقا قابل استفاده نیست. 
مکانیسمی که شکاف درجه را بالا و پائین می برد ، درجه برد نامیده می شود. در سلاح های فاقد درجه برد چنانچه تیرانداز میزان افت گلوله تفنگش را در مسافتی معین بداند ، بایستی به همان اندازه به نقطه بالاتر از هدف ، نشانه روی کند تا تیرش به هدف اصابت کند. انجام این کار با شکاف درجه و نوک مگسک در مسافت های دور بسیار مشکل و حتی غیر ممکن است. زیرا اگر تیرانداز خط نشانه را از هدف به نقطه ای واقع در بالای آن منتقل سازد ، دیگر هدف را نخواهد دید بنابراین به احتمال قوی تیرش خطا می رود. در تفنگ های دوربین دار این کار به راحتی میسر است و تیرانداز می تواند ، بسته به مسافت هدف و با توجه به میزان افت گلوله ، بعلاوه دوربین را به میزان لازم روی نقطه ای بالاتر از هدف قرار دهد. این نکته یکی از بزرگترین محاسن دوربین تفنگ است که چون در اینجا خارج از بحث ماست ، بیش از این به نمی پردازیم. البته قوه جاذبه زمین ، تنها نیروی طبیعی مورد بحث در بالستیک خارجی نیست. 
وزش باد و حتی وزش یک نسیم ملایم نیز بر مسیر گلوله تاثیر می گذارد. هر قدر مسافت هدف دورتر باشد ، وزش باد یا نسیم عمود بر محور تیراندازی ، گلوله را از هدفش بیشتر منحرف می سازد. برای جبران این انحراف ، دستگاه های نشانه روی کاملتر و بهتر ، در سمت نیز قابل تنظیم هستند. این مکانیسم « درجه سمت » نامیده می شود. تاثیر باد روی گلوله به حدی است که در تیراندازی به مسافت 300 متری ممکن است گلوله را 30 تا 40 سانتیمتر و حتی بیشتر از مسیرش منحرف سازد. سرعت ابتدایی تنها عامل موثر در کشیدگی خط سیر گلوله است هر قدر سرعت ابتدایی گلوله بیشتر باشد ، تاثیر قوه جاذبه زمین و بادبر آن کمتر است. در واقع میزان تاثیر قوه جاذبه زمین و باد بر گلوله ای تیز پرواز و بر یک گلوله کند پرواز ، یکسان است. لیکن این نیرو های طبیعی برای اعمال تاثیر خود بر گلوله ای تیز پرواز ، فرصت کوتاه تری دارند و در نتیجه عملا از تاثیر آنها کاسته می شود.

ج)بالستیک نهایی:
در بالستیک نهایی درباره تاثیرات اصابت گلوله بر هدف و بررسی می شود ، این مطلب که اصولا مبحثی نظامی است به شرکت کنندگان در تمرینات و مسابقات تیراندازی و یا کسانی که گهگاه مبادرت به تیراندازی تفریحی می کنند ، مربوط نمی شود. لیکن شکارچیانی هم که مایلند شکار را بنا به اصول اخلاقی ، به سرعت و با روشی انسانی از پای درآورند و در عین حال از انهدام بی رویه و غیر ضروری گوشت شکار اجتناب ورزند ، می بایستی در این زمینه بررسی کافی داشته باشند ، البته در مورد شکار حیوانات خطرناک ، مانند خرس گریزلی ، خرس قطبی ، شیر ، پلنگ ، گاو وحشی آفریقایی و امثال آن ها ، تنها توان کشتار اسلحه مطرح است و مساله هدر رفتن گوشت در نظر گرفته نمی شود. برای مشخص کردن میزان اصابت گلوله و یا به عبارتی دیگر توان کشتار گلوله ، واژه انرژی بکار می رود که برحسب فوت - پاوند اندازه گیری می شود. یک فوت پاوند انرژی برابر است با انرژی لازم برای حرکت دادن یک جسم یک پاوندی به مسافت یک پا. پس اگر بگوییم یکصد فوت پاوند است ، معنایش این است که این گلوله به یک جسم صد پاوندی اصابت می کند ، آن را به اندازه یک پا به عقب می راند. البته به شرطی است که گلوله نتواند به درون آن جسم نفوذ کند ، جسم بر اثر ضربه گلوله تغییر شکل نیابد و عامل اصطکاک نیز مانع این حرکت نباشد. چنانچه در مورد سرعت پرواز بیان شد ، انرژی گلوله نیز با دور شدن گلوله از دهانه لوله کاهش می یابد. انرژی یا توان کشتاری که در لحظه اصابت به هدف ایجاد می شود ، نتیجه ترکیبی از این عوامل است : وزن ، شکل ، نوع و سرعت پرواز گلوله. گلوله های مخصوص شکار به گونه ای ساخته شده اند که به محض اصابت به هدف سرشان بسط می یابد و به همین سبب موجب وارد شدن صدمه بیشتر به نسوج گشته و ایجاد شوک می کنند. سر این گلوله ها معمولا سربی و در بعضی موارد سرب میان تهی یا نقره ای بازشو است. گلوله سر سربی معمولا در بقیه قسمت ها دارای غلافی مسی است. این ساختار سبب می شود که وقتی سر سربی گلوله به هدف اصابت کند ، به صورت قارچی درآید و قطر گلوله در پاره ای موارد به دو برابر قطر اولیه افزایش می یابد
ممکن است این سوال به ذهن خطور کند که با توجه به اینکه تا حد امکان بایستی سعی بر این باشد که گوشت شکار بیهوده هدر نرود ، پس چرا باید گلوله را به گونه ای ساخت که دارای حداکثر توان کشتار باشد؟ پاسخ این است که هدر نرفتن گوشت ، در درجه دوم اهمییت قرار دارد. مهمترین مساله در شکار این است که اصابت گلوله بتواند باعث مرگ فوری حیوان گردد و شکار نتواند پس از تیر خوردن بگریزد ، در گوشه ای دور از دسترس شکارچی پنهان شود ، پس از تحمل درد و رنج فراوان بمیرد و حسرت خوردن گوشت لذیذ خود را به دل شکارچی پریشان حال بگذارد. در اینجا لازم است بگویم ، مهمترین عاملی که در موفقیت شکارچی و کشتن فوری و بی درد و رنج شکار موثر است ، درست نشاندن تیر به هدف و دقت تیر است. اگر تیراندازی دقیق نباشد و گلوله دقیقا به نقاط حساس و مرگ زای شکار اصابت نکند. فزونی توان کشتار نه نتها نتیجه ای ندارد ، بلکه در پاره ای از موارد ، اثر معکوس دارد. نوع دیگر گلوله ، نمونه نظامی است. گلوله نظامی دارای غلاف مسی سراسری و نوک یا سر آن تیز است ، اولین دلیل ساخت گلوله های نظامی ، با غلاف مسی سراسری ، تبعیت از مفاد کنواسیون ژنو است که استفاده نظامی از گلوله های سر سربی میان تهی را ممنوع می سازد. دلیل دیگر این است که از نظر کاربردهای نظامی که پوشش مسی کامل داشته باشد و نوک تیز داشته باشد مناسب تر است زیرا این گلوله برای نفوذ در بدنه خودروهای دشمن یا عبور از یک جان پناه نسبتا ضعیف مانند تنه درخت یا دیواری نازک و امثالهم از گلوله های سرسربی موثرتر است و بالاخره دلیل سوم اینکه برای از پای درآوردن یک انسان ، نیازی به گلوله ای با توان کشتار بالا نیست ، حیواناتی که از نظر جثه به مراتب از انسان کوچکترند ، تاب تحملشان در برابر ضربت گلوله به مراتب بیش از اشرف مخلوقات است. بدین ترتیب نتیجه می گیریم که فشنگ های نظامی را نباید در شکار بکار بریم. واقعیت این است که گلوله ای که می تواند موجب مرگ آنی یک انسان شود ، تنها می تواند یک حیوان را زخمی کند. برخی از شکارچیان ، طرفدار استفاده از گلوله های سنگین کند پرواز هستند. اینان بر این باورند که اینگونه گلوله ها ، پس از اصابت به هدف با سرعت نفوذ کمی که دارند زمان لازم را برای " باز شدن " در داخل بدن شکار دارند و به این ترتیب قبل از اینکه در بدن حیوان متوقف شوند آسیب لازم را به اعضا و جوارح داخلی وارد می سازند. در مقابل شکارچیانی که طرفدار استفاده از گلوله های سبک تند پرواز هستند ، احتمالا عنوان می کنند اینگونه گلوله ها به دلیل سرعت پرواز بهتر ، شوک قوی تری ایجاد می کنند و این شوک مهمترین عامل کشنده شکار است. در سالهای اخیر دسته دیگری به این دسته اضافه شده است. دسته سوم طرفدار استفاده از فشنگ های پر قدرت ، تند پرواز و در عین حال سنگینی هستند که در کالیبر های جدید ، به ویژه در کالیبرهای ماگنوم رایج است. صرف نظر از استدلال هر یک از این سه دسته باید بدانیم عامل موفقیت گلوله در از پا درآوردن شکار ، انرژی گلوله و نحوه تغییر شکل آن در بدن حیوان است.