تبلیغات

کارخانه های سازنده تفنگ که از روش های تولید انبوه پیروی می کنند ، منطقا نمی توانند قنداق هایی بسازند که با ویژگی های جسمی و سلیقه خاص فرد فرد تیراندازان و شکارچیان هم آهنگی داشته باشند. قنداق اغلب تفنگ های شکاری و نظامی در اندازه و ابعاد متناسب با یک فرد میانه اندام ساخته می شود.

 

در نتیجه این قنداق ها فقط با ویژگی های جسمی معدودی از تیراندازان تناسب دارند و با اندام بقیه افراد یا تا حدی هم آهنگی دارند یا اصلا متناسی نیستند. این نکته کاملا بر خلاف اصلی است که حکم قنداق تفنگ باید کاملا با ویژگی های جسمی تیرانداز هم آهنگ باشد و نباید به شکلی باشد که تیرانداز مجبور باشد حالت تیراندازی یا خصوصیات جسمی خود را با ابعاد آن تطبیق دهد. چه در تیراندازی با تفنگ گلوله زنی و چه تیراندازی با تفنگ ساچمه زنی ، متناسب بودن ابعاد قنداق با ویژگی های جسمی تیرانداز ، از نظر امنیت ، راحتی ، دقت تیر بیشتر و سهولت کاربرد ، حائز کمال اهمیت است. لیکن به نظر من ، متناسب بودن قنداق تفنگ ساچمه زنی بیش از تفنگ گلوله زنی اهمیت دارد. زیرا در تیراندازی با تفنگ گلوله زنی ، در اغلب موارد تیراندازی تا حدی فرصت تطبیق دادن بدن خود با قنداق را دارد حال آنکه در تیراندازی با تفنگ ساچمه زنی چنین فرصتی نیست.

بنابراین در مورد تفنگ ساچمه ای هم آهنگی ابعاد قنداق و بدن تیرانداز ضرورتی اجتناب ناپذیر است و قنداق بایستی کاملا با بدن تیرانداز متناسب باشد تا هنگامی که تیرانداز تفنگ را برای هدف زنی بالا می آورد ، خود به خود و بگونه ای طبیعی به سمت هدف روانه گردد. لازم است بدانیم که در هوازنی اگر شانه قنداق خیلی پائین باشد ، ساچمه ها از بالای هدف عبور خواهد کرد. یا چنانچه ابعاد یا ساختار قنداق به گونه ای باشد که تیرانداز مجبور باشد پس از بغل کردن تفنگ ، به دنبال خط نشانه بگردد ، نتیجه چیزی جز خطای تیر نخواهد بود. زیرا در هوا زنی و تیراندازی با تفنگ ساچمه زنی ، برای اینگونه کارها فرصتی نیست. اما در هر حال در مورد تفنگ ساچمه زنی ، این دلخوشی وجود دارد که قنداق تفنگ تنها باید در یک حالت تیراندازی ( ایستاده ) با اندام تیرانداز متناسب باشد. زیرا این حالتی است که در اکثر مواقع ، مورد استفاده شکارچی بوده و بعید است که تیرانداز مثلا از حالت نشسته یا دراز کش و با استفاده از تکیه گاه بخواهد به پرنده ای تیراندازی کند ، لزومی هم ندارد.

اصولا در هوازنی و شکار پرنده ، نشانه روی و نشانه گیری به آن مفهوم که در تیراندازی با تفنگ گلوله زنی مورد نظر است ، مطرح نیست. در هوا زنی شکارچی تفنگ را به سمت پرنده روانه می کند و به مفهوم واقعی کلمه به آن نشانه روی نمی کند. برای روشن تر شدن اهمیت متناسب بودن قنداق تفنگ ساچمه زنی به الگوی زیر توجه فرمایید.

در تیراندازی با تفنگ ساچمه زنی ، تیرانداز نیازی به نشانه روی دقیق ندارد و حتی در تاریکی مطلق هم به شیوه ای که در سطور بعد تشریح خواهد شد می تواند تفنگ را به سمت هدف روانه کند و با منطبق ساختن الگوی پخش ساچمه بر آن تیراندازی کند. در اینجا خال زنی و نقطه زنی و اینگونه اصطلاحات کاربرد و مفهومی ندارند. اصولا به کار گرفتن خط نشانه و نشانه روی نیازی نیست. هر دو چشم تیرانداز باید باز باشد ، از روی لوله ( لوله ها ) هدف را بپاید ، تفنگ را با بدن یکپارچه کند با چشمان و تفنگش حرکات هدف را دنبال کند از آن جلو بزند ، ماشه را بکشد و حرکت هم آهنگ چشمان و تفنگ را تا لحظه سقوط هدف ادامه دهد. اما در مود تفنگ های گلوله زنی ، داستان چیز دیگری است و مسئله به شکلی دیگر پیچیده می شود.

در اینجا قنداق نه تنها باید با اندام تیرانداز متناسب باشد ، بلکه باید با حالات مختلف تیرانداز نیز هم آهنگ باشد. زیرا قنداقی که مثلا برای حالت درازکش فرد معینی مناسب است ، بدون شک برای تیراندازی در حالت ایستاده توسط همان تیرانداز متناسب نخواهد بود چه رسد به اشخاص دیگر و در حالات مختلف تیراندازی. پس چه باید کرد ؟

راه منطقی این است که شکارچی با توجه به محتمل ترین کاربرد تفنگ خود ، حالتی را که در بیشتر مواقع در تیراندازی به شکار مورد استفاده قرار خواهد داد معین کند و قنداق تفنگش را متناسب با آن حالت ، با اندام خود هم آهنگ سازد. طبیعی است که به هنگام تیراندازی در حالات دیگر مجبور خواهد بود تا حدی بدن خود را با ابعاد قنداق تطبیق دهد. هدف کارخانه های تفنگ سازی تلاش در ساختن قنداق هایی است که برای کلیه تیراندازان ، در تمام حالات تیراندازی مناسب باشد و این هدفی است دست نیافتنی.

یک راه حل کلی و ساده برای داشتن قنداقی نسبتا متناسب این است که تیرانداز در حالی که قبضه تفنگ را در دست دارد و آرنج را تا شانه بالا بیاورد و در حالی که لوله تفنگ را مستقیما به سمت بالا گرفته و تفنگ را مستقیما به سمت بالا گرفته و تفنگ به حالت موازی با ساعد و عمود بر بازوی وی قرار دارد ، مچ دست را نگهدارنده قبضه تفنگ به حالت موازی با ساعد و عمود بر بازوی وی قرار دارد ، مچ دست نگهدارنده قبضه تفنگ را به سمت داخل بپیچانید. اگر ته قنداق از روی بازوی وی عبور کند ، قنداق کوتاه و اگر به بازوی گیر کند بلند است و باید بسته به وضعیت اصلاح شود. یک قنداق متناسب ( قنداقی که قطعات فلزی تفنگ به درستی بر آن نصب شده و به اندام تیرانداز بخورد ) خودبخود موجب دقت تیر بیشتر می شود زیرا نشانه گیری با آن به طور اتوماتیک صورت می گیرد. این مسئله موجب می شود تا تیرانداز اعتماد به نفس داشته باشد زیرا می داند که پس از بالا آوردن تفنگ ناچار نیست وضعیت بدنی خود را با ابعادتفنگش تطبیق دهد و نیازی نیست به دنبال خط نشانه بگردد. نکته که لازم به تذکر است این است که ارتفاع شانه اش برای نصب دوربین مناسب است ، یقینا به کار تیرانداز یا شکاف درجه و مگسک نمی خورد. با چنین قنداقی یافتن خط نشانه شکاف درجه و نوک مگسک کاری دشوار است. عکس قضیه نیز صادق است.

بدین معنی که چنانچه قنداق تفنگ برای تیراندازی با شکاف درجه و نوک مگسک مناسب باشد ، لیکن دوربین به روی تفنگ نصب شده باشد ، تیرانداز به هنگام نشانه روی با دوربین به روی تفنگ نصب شده باشد ، تیرانداز به هنگام نشانه روی با دوربین مجبور است صورت خود را از روی قنداق بردارد و گردن بکشد تا بتواند از داخل دوربین هدف را ببیند. این کار موجب کاهش دقت در تیراندازی می شود. غالب اشخاص به غلط تصور می کنند که قنداق خوش ساخت ، موجب کاهش لگد تفنگ می شود. حال آنکه چنین نیست. تاثیر واقعی قنداق برکاهش لگد تفنگ به وزن آن مربوط می شود. قنداق سنگین تر ، موجب افزایش وزن کلی تفنگ می شود و چون می دانیم که هر اندازه وزن کلی تفنگ کمتر و وزن گلوله سنگین تر باشد ، شدت لگد تفنگ بیشتر است ، بنابراین قنداق سنگین تر موجب افزایش وزن کلی تفنگ می شود و در نتیجه از شدت لگد تفنگ کمی می کاهد.

لیکن میزان لگد تفنگ محسوس یعنی آنچه که عملا توسط تیرانداز جذب و حس می شود ،را می توان با درست بغل کردن تفنگ و داشتن قنداق تفنگ متناسب برای حالت تیراندازی به میزان قابل ملاحظه ای کاهش داد. بدوا باید بدانیم که میزان لگد محسوس به حالت تیراندازی بستگی تام دارد. در حالت ( وضعیت ) ایستاده شدت لگد محسوس از سایر حالات کمتر است و در حالت درازکش ، شدت لگد محسوس بیش از سایر وضعیت ها است.

چون در تفنگ ساچمه زنی حالت تیراندازی عموما ایستاده است ، بنابراین بحث درباره آن منتفی است. در تیراندازی با تفنگ های گلوله زنی کالیبر کوچک مانند خفیف کالیبر 22 و امثالهم نیز این بررسی مطرح نیست. پس این بحث به تفنگ های گلوله زنی کالیبر بزرگ مربوط می شود. می دانیم که تیراندازی با اینگونه تفنگ ها معمولا به مسافت های نسبتا دور صورت می گیرد و در عین حال دقت تیر نیز دارای کمال اهمیت است و نیز می دانیم که تیراندازی در حالت دراز کش با استفاده از تکیه گاه بیشترین دقت تیر را ممکن می سازد.

بنابراین محتمل ترین و مطلوب ترین حالت تیراندازی ، وضعیت درازکش است و این همان حالتی است که بیشترین لگد محسوس را به تیرانداز منتقل می سازد. پس تیرانداز باید مقدماتی فراهم سازد تا بتواند ضمن استفاده هر چه بیشتر از این حالت و دستیابی به حداکثر دقت تیر ، کمترین صدمه را از لگد تفنگ ببیند. این مقدمات عبارتند از :

 

1- اتخاذ حالت صحیح :

در تیراندازی از حالت دراز کش چنانچه بدن تیرانداز در امتداد تفنگ و گونه اش مستقیما" بر روی شانه قنداق یا قبضه قرار گیرد، شانه و گونه تیرانداز بر اثر جذب مستقیم لگد تفنگ به شدت متاثر می گردند و به عبارت دیگر بیشترین حد لگد محسوس به تیرانداز می شود. بنابر این بدن تیرانداز باید به سمت تیراندازی (امتداد تفنگ ) یک زاویه 30 تا 45 درجه بسازد و همچنین قنداق تفنگ نباید در گودی شانه قرار گیرد بلکه بهتر است که ته قنداق روی عضله بازو قرار داده شود. به شکل زیر (حالت دراز کش) توجه فرمایید.

قنداق متناسب با این حالت :

قنداقی است که اتخاذ این حالت تیراندازی را برای تیرانداز میسر سازد. به نظر برخی قنداق سازان امریکائی بهترین نوع این گونه قنداقها مدل مشهور به «کالیفرنیایی» است که توسط قنداق سازان غرب ایالات متحده ، به ویژه قنداق سازان کالیفر نیایی ابداع شده است. نوع دیگری از قنداق متناسب قنداق های مشهور به مدل «مونت کارلو» است که تقریبآ دارای ویژگیهای مدل کالیفرنیایی است.

مبتکرین و طرفداران این سبک قنداق سازی در توجیه محاسن این گونه قنداق ها استدلال می کنند که در این نوع قنداق ، چنانکه در شکل مشاهده می شود ، زایده ای کناری به بغل شانه قنداق اضافه شده که در قسمت عقب بلندتر از قسمت جلویی است و گونه تیرانداز به جای قرار گرفتن بر روی شانه قنداق ، به بغل آن تکیه می کند و بدین ترتیب قراردادن ته قنداق به روی عضله فوقانی بازو نیز میسر می گردد. نتیجه اینکه ضربه لگد تفنگ به جای کوبیدن قنداق به گونه تیرانداز و ناراحت کردن وی به سمت خارج و به دور از گونه او هدایت می شودو از طرفی چون بدن تیرانداز در امتداد سمت تیر قرار نداشته و وزنش در امتداد محور عقب نشینی تفنگ نیست ، لگد تفنگ بیش از آنچه که موجب تأثر شانه شود ،موجب چرخش تفنگ به سمت بیرون گشته و بدین ترتیب از شدت «لگد محسوس» تفنگ به میزان قابل ملاحظه ای کاسته می شود و این کاهش صدمه موجب می شود تا تیرانداز به هنگام کشیدن ماشه دچار ترس ناخودآگاه نشود ، «شانه خالی نکن» از تیراندازی لذت ببرد و بتواند حواس خود را بر گرفتن خط نشانه درست ، چکاندن صحیح ماشه و ایجاد هماهنگی کامل بین این دو عنصر اصلی متمرکز ساخته و به دقت تیر مطلوب دست یابد.

در قنداق مدل مونت کارلو چشم تیرانداز به راحتی در امتداد دوربین تفنگ قرار می گیرد. لیکن به دلیل افت زیاد پاشنه قنداق ، به هنگام تیراندازی تفنگ به سمت بالا چرخیده و به گونه تیرانداز آسیب وارد می کند.

 یک نمونه از قنداق متناسب ( با شانه و پاشنه مرتفع ) که در آن نقطعه چرخش تا حد امکان نزدیک به محور لوله انتخاب شده و در نتیجه ضریب تبدیل حرکت مستقیم به حرکت چرخشی ، در آن به حداقل رسیده.                  

قبضه قنداق

از حساس ترین قسمتهایی است که در خوش دستی و زیبایی تفنگ نقش بسیار مهمی دارد. رعایت روش صحیح چکاندن ماشه ، بویژه در تیراندازی با تفنگ گلوله زنی ، یکی از عوامل موثر دستیابی به دقت تیر است. برای اینکه تیرانداز بتواند این روش را رعایت کند ، قبضه تفنگ بایستی به نوعی ساخته شده باشد که با مشت کردن آن ، انتهای بند اول انگشت سبابه ( انگشت ماشه ) تیرانداز بطور طبیعی و بدون هیچ تلاش اضافی روی ماشه قرار گیرد.

اما آنچه که در بالا بیان شد ، به معنای نفع کامل قنداق های تولیدی کارخانه ها نیست. برعکس اغلب قنداق ها سبک وزن ، با دوام و با ثبات ساخته شده اند ، بخوبی تاب تحمل ضربات و شداید متعارف شکار و بیابان را دارند ( باد نمی کنند و تاب برنمی دارند).

تنها عیبی که می توان به آنها نسبت داد ، این است که چون در اندازه های استاندارد ساخته شده اند ، خواه ناخواه برای همه تیراندازان قنداقی متناسب نیستند و نمی توانند هم چنین باشند. طول کشش فاصله بین ماشه تا ته قنداق های ساخت کارخانه ، معمولا حدود 35 سانتی متر است. این طول کشش ، حد متوسطی است که برای یک تیرانداز متوسط القامه مناسب است. حال اگر تیرانداز کوچک اندامی در یک هوای سرد با لباس کلفت زمستانی بخواهد از چنین تفنگی استفاده کند ، مسلما با مشکل مواجهه می شود و این طول کشش را بیش از حد بلند می یابد. برعکس چنانچه یک تیرانداز بلند قد ، در یک هوای تابستانی ، در حالی که پیراهن نازکی به تن دارد بخواهد از همین تفنگ استفاده کند ، طول کشش آن را بسیار کوتاه می داند.