تبلیغات

تیراندازی به اهداف پروازی باتیراندازی توسط تفنگهای گلوله زنی فرق زیادی داردوبیشتر یک کاراحساسی وهنری می باشد.درتیراندازی هوازنی شمافرصتی برای نشانه روی وتفکرنداریدتیراندازبایک حرکت سریع تفنگ رابالاآورده به سمت هدف گرفته وپیشگیری لازمه راانجام وبدون توقف حرکت اسلحه ماشه رامی کشد.دراین نوع تیراندازی اندازه های مربوط به قنداق اسلحه وتطابق آن باخصوصیات بدنی فرد بسیارمهم است که درموردآن بحث مفصلی خواهیم داشت.ماهرترین شکارچی اگرقنداق تفنگش خوب برای وی طراحی نشده باشدنخواهدتوانست تیراندازی خوبی داشته باشد.

هر تیرانداز یا شکارچی ، پس از خریدن یک تفنگ ساچمه زنی جدید برای آگاه شدن از الگوی پخش باید آن را بیازماید. در این آزمایش ، تیرانداز باید چند تیر را به سبک و روش معمول در تیراندازی هوازنی ( بدون نشانه گیری و نشانه روی دقیق ) به مرکز یک صفحه بزرگ کاغذ ، تیراندازی کند.

 

در این آزمایش ممکن است تیرانداز متوجه شود که مرکز الگوی پخش تفنگ ، بر مرکز صفحه کاغذ منطبق است و یا اینکه دریابد که مرکز الگوی پخش ، نسبت به مرکز هدف بالاتر یا پایین تر قرار دارد.

چنانچه مرکز الگوی پخش بر مرکز هدف منطبق باشد ، تفنگ یقینا با ویژگی های جسمی تیرانداز متناسب است و تیرانداز نیز اصول صحیح تیراندازی هوازنی را رعایت کرده است. لیکن اگر این دو مرکز بر هم منطبق نباشند یا تیرانداز روش صحیح نشانه روی هوازنی را بکار نبرده و یا قنداق تفنگ با ویژگی های جسمی اش متناسب نیست.

باید بدانیم که روش صحیح تیراندازی هوازنی اینست که تیرانداز باید بر خلاف روش تیراندازی با تفنگ گلوله زنی ، هر دو چشم خود را باز نگهدارد و با هر دو چشم ، درست از بالای لوله یا لوله های تفنگ به هدف نگاه کند و بدین ترتیب تفنگ را به سمت هدف روانه کند. لیکن چون هدف هوازنی متحرک است ، تیرانداز باید با چشمان خود هدف را بپاید و حرکاتش را دنبال کند و در عین حال لوله تفنگ را در امتداد دید خود نگهدارد.

برای اینکه لوله تفنگ از محور دید خارج نشود ، تیرانداز باید برای تعقیب هدف تمام نیم تنه بالایی خود را متناسب با جابجایی محور دیدش حرکت دهد تا تفنگ کماکان در امتداد محور دید وی باقی بماند و از سمت هدف منحرف نشود. اگر نیم تنه بالایی تیرانداز ثابت بماند و فقط دست های تیرانداز ، تفنگ را جابجا کنند ، تفنگ از هم محوری دید تیرانداز خارج گشته و تیرش به خطا خواهد رفت. نکته بسیار مهم این است که نیم تنه بالایی تیرانداز باید قابل انعطاف باشد و حرکات هدف باید با حرکت نیم تنه بالایی تعقیب شود نه با حرکت دست ها. چنانچه در شکل نشان داده شده است ، اگر چشم تیرانداز از محور لوله ( لوله ها ) قرار گیرد ، ساچمه ها به بالاتر از هدف اصابت خواهند کرد و اگر پایین تر از آن قرار گیرد ، ساچمه ها به زیر هدف اصابت خواهند کرد.

به طور کلی نشانه روی با تفنگ ساچمه زنی عبارت است از تعقیب هدف با هر دو چشم و وارونه کردن لوله تفنگ به سمت آن به وسیله حرکت یکپارچه دست ها و شانه ها. هنگامی که گونه تیراندازی روی شانه تفنگ و چشمش درست در امتداد لوله ( لوله ها ) قرار گرفته و محور دیدش با محور لوله منطبق گردد ، تفنگ با نیم تنه بالایی تیرانداز یکپارچه می شود.

اگر تیرانداز تنها با حرکات دست ها و چرخش چشمان خود حرکات پرنده را تعقیب کند ، چشمهایش از روی محور لوله ( لوله ها ) خارج شده و یکپارچگی بدن و تفنگ از دست می رود و پیامد آن خطای تیر است. پس تیرانداز باید در حالی که حرکات پرنده را با چشمان خود تعقیب می کند ، تمام نیمه تنه بالایی را هم آهنگ با آن حرکت دهد تا محور دیدش در امتداد محور لوله ( لوله ها ) باقی بماند.

شکارچیان تازه کار ، ولو اینکه تیرانداز خوبی باشند ، در اثر هیجانی که بر اثر پر زدن ناگهانی پرنده به آنها دست می دهد ، دستپاچه می شوند ، همه فنون و رموز کار را فراموش می کنند و اغلب قبل از اینکه تفنگ را کاملا بالا بیاورند ، به پرنده تیراندازی می کنند و تیرشان به خطا می رود.

گرچه شکارچی فقط در اثر ممارست در شکار ، به مهارت در هوازنی پرندگان دست می یابد ، لیکن درست نیست که شکارچیان در تیراندازی هوازنی تمرین نکند. بر عکس باید تا آنجا که ممکن است تیراندازی به هدف های پرنده بی جان را تمرین کند. بهترین و فنی ترین نوع اینگونه تمرین ها ، طی دوره های آموزشی و تمرین در میادین تیر کبوتر گلی ( تراپ و اسکیت)است.

چنانچه این امکانات در دسترس نباشد ، از وسایل ساده تر می توان بهره جست. مثلا شکارچی می تواند در فصول بهار و ایامی که شکار پرنده مجاز نیست ، از دوستش بخواهد که در پشت سرش بایستد و قوطی کنسرو و یا نوشابه فلزی را از روی شانه راست یا چپ وی به جلو پرتاب کند و شکارچی با تیراندازی به این اشیا پرنده ، تیراندازی هوازنی را تمرین کند.

در این تمرین ، ابتدا باید سعی کند شیء پرتاب شده را در حال اوج گیری بزند و پس از اینکه در این کار به حد کافی ورزیده شد ، سعی کند آن را در مسیر سقوطش بزند. در مراحل بعد باید از دوستش بخواهد تا از فاصله سی متری جلوتر از محل استقرار اش ، از سمت راست یا چپ ، عمود بر محور تیراندازی پرتاپ کند.

در تیراندازی به هدف های پرنده ای که در مسیر عمود بر محور تیراندازی حرکت می کنند ، مسئله پیشگیری اهمیت می یابد. اینکه چقدر باید پیشگیری کرد ، مسئله ای بسیار پیچیده است. البته می توان سرعت پرواز پرندگان مختلف را از مدارکی که دراین زمینه منتشر شده ، به دست آورد. لیکن تخمین سرعت پرنده هدف و اینکه از حداکثر سرعت پروازش سود جسته یا با سرعتی کمتر در پرواز است ، در زمانی بسیار کوتاه ، امری است تقریبا محال و اگر شکارچی بخواهد خود را با چنین محاسباتی در گیر کند ، فرصت تیراندازی به هدف را از دست خواهد داد.

پیشگیری عبارت است از فاصله ای که تیرانداز به نقطه ای واقع در جلو هدف تیراندازی می کند تا در لحظه ای که ساچمه ها مسافت تیرانداز تا مسیر حرکت هدف را طی کرده اند ، هدف نیز به آن نقطه برسد. یا به عبارت دیگر ، الگوی پخش ساچمه و مسیر پرواز هدف در یک لحظه با یکدیگر تلاقی کنند.

در مورد تیراندازی به هدف هایی که از پیش پای تیرانداز پر کشیده ، مستقیما یا تقریبا به خط مستقیم از او دور می شوند. یا هدف هایی که از روبرو به سمت تیرانداز پرواز می کنند ، نیاز چندانی به پیشگیری نیست. کافی است که تیرانداز با در نظر گرفتن مسیر پرواز هدف ، چنانچه لازم باشد کمی به پایین یا بالاتر از پرنده تیراندازی کند.

پیشگیری لازم برای تیراندازی به هدفی که در مسیر عمود بر محور تیراندازی حرکت می کند ، چگونه باید صورت پذیرد؟

ساده ترین ، موثر ترین و عملی ترین راه کار این است که تیرانداز پس از بالا آوردن تفنگ ، یکپارچه کردن آن با نیم تنه بالایی و هم محور کردن دید چشمانش با لوله مسیر پرنده را از هدف جلوتر ببرد و بدون متوقف کردن حرکت تفنگ ، ماشه را بچکاند.

این حرکات و اعمال باید دقیقا هم آهنگ با یکدیگر صورت پذیرند. مسئله ادامه حرکت تفنگ به هنگام کشیدن ماشه از سایر نکات مهم تر است. اغلب مشاهده می شود که فردی به زعم خود ، همه اصول را در تیراندازی به هدفی متحرک ، رعایت می کند لیکن باز هم بیشتر تیرهایش به خطا رفته و پیشرفت محسوسی ندارد. به احتمال قوی دلیل این عدم پیشرفت متوقف کردن حرکت تفنگ در لحظه کشیدن ماشه و یا خارج شدن دید تیرانداز از محور لوله است.

در مورد پیشگیری آخرین توصیه این است که :

میزان پیشگیری لازم را تخمین بزنید ، آنرا دو برابر کنید ، حرکت تفنگ را متوقف نکنید و ماشه را بکشید و باز هم حرکت تفنگ را ادامه دهید.

اجازه بدهید موضوع را بیشتر و دقیق تر مورد بررسی قرار دهیم. چنانچه شکارچی همیشه بتواند به نقطه تیراندازی کند که در لحظه رسیدن ساچمه ها به آن نقطه پرنده نیز در همان نقطه باشد ، دلیلی برای خطا رفتن تیرش وجود نخواهد داشت. پس چنانچه بخواهید بهترین تیرانداز هوازنی جهان بشوید ، این است همه آن چیزی که باید انجام دهید. افسوس که این کار آسانی نیست. چارلز اسکینز ( از استادان ماهر فن هوازنی ) در یکی از نوشته های خود این مطلب را چنین تشریح کرده است : « اگر پرنده ها همیشه در یک سمت معین و به خطی مستقیم همانند حرکت یک پیکان ، پرواز می کردند و شکارچی می توانست زاویه پرواز و سرعت پرنده را با دقت کامل اندازه گیری کند و در عین حال خود نیز در حرکاتش از دقتی ماشینی برخوردار بود ، من دلیلی برای عدم موفقیت دائمی او نمی یافتم ».

همه گیر کار در همین اگر هاست. نه پرنده چنان می پرد و نه شکارچی چنین است. متغیر ها همیشه در تغییراند و حل معادله را که در تئوری بسیار آسان به نظر می رسد ، در عمل بسیار مشکل می سازند و این همان چیزی است که تکنیک هوازنی را به صورت یک هنر کلاسیک در می آورد که هیچگاه برای شکارچیان تازه کار و شکارچیان قدیمی و حرفه ای کسل کننده نمی شود و هیچکس هیچگاه نمی تواند در این فن ، به مهارت مطلق دست یابد.

چنانچه متغیرهای مهمی چون سرعت ، عدم یکنواختی مسیر و جهت پرواز هدف و توانایی شکارچی در انجام حرکات معین با دقت و نظمی خاص را ندیده بگیریم ، باز هم دو معضل مهم باقی می ماند که عبارتند از عدم امکان ماشینی کردن جسم انسان و ضعف و ناتوانی بارز او در ایجاد یک کار تیمی دقیق بین مغز ، اعصاب و عضلاتش.

بنابراین صرف نظر از اینکه شکارچیان تا چه حدی این تئوری ها را بررسی کرده و فراگرفته باشد ، مادام که این تئوری ها را در صحرا و بیابان عملا تمرین نکرده باشد محال است به مهارت بالایی دست یابد.

شکارچی بایستی این فنون نظری را به صورت عادی تمرینی درآورد. تا آنجا که حرکاتش به شکل اعمال نیمه غریزی در آید. پس آنگاه می توان از او انتظار داشت بتواند بلدرچینی را که ناگهان از زیر پایش پر کشیده یا اردک سرسبزی را که با سرعت 21 متر در ثانیه ، عمود بر محور تیرش در پرواز است ، بزند.

برای زدن یک هدف پرنده ، نباید تفنگ را به نقطه ای در مسیر پرواز هدف روانه کنید و منتظر رسیدن هدف به آن نقطه شوید ، بلکه باید به محض مشاهده برخاستن هدف از زمین ، پای محور را به جلو بگذارید ، قنداق تفنگ را به شانه ببرید ، گونه را روی شانه قنداق تفنگ قرار دهید ، بدن و تفنگ را یکپارچه کنید ، با هر دو چشم باز درست از روی لوله  تفنگ را به نقطه ای که در وهله اول هدف را دیده اید روانه سازید و سپس بیش از سرعت هدف ، مسیر حرکت آن را دنبال کنید ، به هدف برسید ، از آن جلو بزنید و بدون متوقف یا کند کردن حرکت تفنگ ، ماشه را سریعا بکشید و تا سقوط پرنده ، حرکت تفنگ را ادامه دهید.

تاکنون چند بار توصیه کرده ام که پس از کشیدن ماشه نیز حرکت تفنگ را ادامه دهید. علت این توصیه این است که چنانچه به این کار عادت کنید ، در لحظه کشیدن ماشه ، حرکت تفنگ را متوقف نخواهید کرد و درنتیجه صرفنظر از کند یا سریع بودن عکس العمل عصبی تان ، شما به نقطه ای در جلو تر از هدف تیراندازی خواهید کرد و این سبب خواهد شد تا چنانچه پیشگیری شما درست باشد ، ساچمه ها و پرنده در یک لحظه به نقطه ای معین برسند و در واقع الگوی پخش ساچمه ها و مسیر پرنده در یک لحظه با یکدیگر تلاقی کنند. اگر حرکت تفنگ را در لحظه کشیدن ماشه متوقف کنید ، بسته به کندی یا سرعت واکنش عصبی تان از 0.01 تا 0.04 ثانیه از حرکت هدف عقب می مانید. بنابراین چنانچه هدف اردکی باشد که با سرعت 29 متر در ثانیه در حرکت باشد و سرعت واکنش عصبی شما 0.02 باشد ، در موقع کشیدن ماشه به جای تیراندازی به هدف ، حدود 6 سانتیمتر به عقب آن تیراندازی خواهید کرد و تردیدی نیست که تیر شما به احتمال قوی یا خطا خواهد رفت و یا پرنده را زخمی خواهید کرد.

برای اینکه بتوانید تخمین بزنید که چقدر باید به جلوی هدف تیراندازی کنید یا به عبارت دیگر چقدر باید پیشگیری کنید ، لازم است بدانید که سرعت پرواز ساچمه تفنگ ساچمه زنی در حدود 420 متر در ثانیه است و در عین حال سرعت پرواز اردک جره 29 متر در ثانیه ، سرعت پرواز غاز 25 متر در ثانیه ، سرعت پرواز اردک سر سبز و بلدرچین 21 متر در ثانیه و سرعت پرواز باقرقره و کبک حدود 15 متر در ثانیه است.

پس اگر شکارچی حرکت دست و تفنگ را در حین کشیدن ماشه متوقف سازد و بدین ترتیب تاثیر تاخیر واکنش عصبی خود را متوقف سازد و یا به حداقل برساند ، برای تخمین میزان پیشگیری لازم ، کافی است در هر مورد مسافت خود تا هدف را تخمین بزند ، سرعت پرواز ساچمه را بر سرعت پرواز هدف را بدست آورد ، مسافت خود تا هدف را به این نسبت تقسیم کند تا به پیشگیری لازم دست یابد. برای روشن شدن مطلب به مثال زیر توجه فرمایید :

فرض کنید غازی با سرعت 25 متر در ثانیه در مسیری عمود بر محور تیر شما و در مسافت 35 متری در پرواز است برای برآورد کردن میزان پیشگیری لازم باید به این ترتیب عمل کنید :

( نسبت سرعت حرکت ساچمه به سرعت پرواز غاز 16 برابر ) 16 = 25 ÷420

( میزان پیشگیری لازم حدود 2/2 متر ) 18/2 = 16÷35

برای موفقیت در هوازنی باید ویژگی های پرنده مورد نظر را بدانید ، سرعت پرواز پرنده را تحت شرایط مختلف مانند وضع معمولی ، به هنگام ترس ، با باد موافق ، با باد مخالف ، زاویه پرواز نسبت به محور تیر و غیره را در نظر بگیرید. اما در عمل در تیراندازی هوازنی در بسیاری از موارد ، فرصتی برای این محاسبات و ملاحظات وجود ندارد. بنابراین یکبار دیگر شیوه صحیح تیراندازی به هدف پرنده را بدین شرح خلاصه می کنم :

پای محور را به جلو بگذارید ، وزن بدن را به روی این پا منتقل کنید ، تفنگ را به شانه بیاورید ، گونه را بر شانه قنداق قرار دهید ، با هر دو چشم باز تفنگ را به نقطه ای که در وهله نخست پرنده را دیده اید روانه کنید ، مسیر پرواز هدف را با تفنگ تعقیب کنید ، از پرنده جلو بزنید ، بدون متوقف یا کند کردن حرکت تفنگ ، ماشه را سریعا بکشد ، به حرکت تفنگ تا هنگام سقوط هدف ادامه دهید. اگر به انجام این عمل عادت کنید و به حد کافی آن را تمرین کنید ، در شکار ناموفق نخواهید بود و درصدی از تیرهای شما به هدف اصابت خواهد کرد که به موازات تمرین و کسب تجربه بیشتر ، این درصد ، به تدریج بالاتر می رود.

در اینجا لازم است نظر شما را به این نکته جلب کنم که تکنیکی که در بالا تشریح شد ، بیشتر در شیوه متداول در شکار پرندگانی چون کبک ، بلدرچین ، تیهو ، قرقاول ، دراج و نیز تیراندازی تمرینی در رشته اسکیت کاربرد دارد.

در مورد شکار پرندگان آبزی و سایر پرندگانی که تیراندازی به آنها از داخل کومه و از کمینگاه صورت می پذیرد ، چون شکارچی از مسافتی نسبتا دور پرنده را می بیند و سرعت پرواز ، مسیر و جهت حرکتش را می تواند تخمین بزند ، فرمول پیشگیری بیان شده در سطور قبل ، عملا قابل اجرا است.

تکنیکی که در این شیوه هوازنی پیشنهاد می شود این است که شکارچی باید به محض مشاهده پرنده از مسافت دور ، تفنگ را به شانه بیاورد ، با تخمین میزان پیشگیری لازم ، خط نشانه را به همان اندازه در جلو پرنده هدف قرار دهد ، سرعت حرکت تفنگ را با سرعت پرواز پرنده هم آهنگ کرده و میزان پیشگیری را ثابت نگهدارد. پس از اینکه پرنده به تیر رس رسید ، بدون کند یا متوقف کردن حرکت ، ماشه را سریعا بکشد و به حرکت تفنگ تا سقوط پرنده ادامه دهد. در این تکنیک بهتر این است که شکارچی ، شک و تردید را کنار بگذارد ، فرصت را از دست ندهد تفنگ را چنانچه در بالا گفته شد به سمت پرنده روانه کند و به موقع از توی کومه بلند شود و خود را به شکار نشان دهد.

طبیعی است که پرنده به محض دیدن شکارچی به یک مانور پروازی می پردازد پس شکارچی باید کاملا آماده باشد تا حرکت تفنگش را با این مانور هم آهنگ سازد. هیچکس نمی تواند حدس بزند که پرنده چه مانوری می دهد و شکارچی چه باید بکند. قدر مسلم این است که شکارچی باید خودش را به « موقع » در معرض دید پرنده قرار دهد و برای واکنش سریع در برابر مانور غیر قابل پیش بینی پرنده ، آمادگی روحی و جسمی داشته باشد ، تا احتمالا موفق شود. مهمترین عامل در اینجا به موقع برخاستن است. نه لحظه ای زودتر و نه آنی دیرتر. اما این که « به موقع » چه موقعی است؟ پاسخی ندارد. شکارچی خود باید در عمل و تجربه به این « به موقع » دست یابد.

روش دیگر تیراندازی هوازنی تیراندازی تعجیلی است دان روش فرض کنید کبکی ازپایین دست شما باسرعت زیادمیپردوبه سمت راست یا چپ شما سرعت می گیرد.دراین موقع شما فرصتی برای نشانه روی وتعقی وپیشگیری ندارید.فقت کافی است به سرعت اسلحه رابالاآورده وبه جایی که فکرمیکنید درزمان شلیک کبک آنجا خواهدبود تیراندازی نمایید.من بااین روش هیچوقت دست خالی به منزل مراجعت نکردم.درخاتمه تمرین باتفنگ خالی رادرمنزل فراموش نگنید.بعدازاطمینان ازخالی بودن تفنگ درمنزل میتوانیدبا نشانه روی سریع بع اشیاءتمرین تیاندازی نمایید تادرکشیدن سریع اسلحه تبحر پیداکنید.