تبلیغات
شکارپرنده درشهرستان میانه - حوادث نادر در شکار

شکارپرنده درشهرستان میانه

برخی مواقع حوادث و اتفاقاتی روی می دهد که اگر با آمار احتمالات بررسی نمائید امکان وقوع آن یک در میلیارد هم نمی شود ولی حادثه اتفاق می افتد و باعث شگفتی انسان می گردد. یادم می آید اواسط زمستان 74بود و با جمعی از دوستان غیر شکارچی برای شکار کبک به روستای بالوجه رفته بودیم. به علت برف سنگینی که آمده بود امکان وجود کبک در ارتفاعات بالای بزقوش وجود نداشت ولی به خاطر اینکه دوستان اهل روستای فوق بودند جهت گردش رفتیم. تا ظهر کبکی مشاهده نشد و دوستان خواهش کردند خرگوشی جهت کباب آنها شکار کنم، بنابراین داخل بیشه زارهای اطراف روستا شدیم وبلافاصله از فاصله حدود 100متری خرگوشی از لای درختان بسرعت فرار کرد. یکی دوساعت خرگوش را تعقیب نمودیم ولی هر بار ازفاصله دوری میگریخت. دیگر حسابی کلافه شده بودم. فشنگی با ساچمه نمره1 داخل لوله گذاشتم وبه همراهانم گفتم از هر فاصله ای که فرارکند شلیک  خواهم کرد. کمی که جلو تر رفتم خرگوش در فاصله 70 متری از میان بوته ها بیرون پرید واین بار بسرعت به سمت دامنه کوه دوید. حدود 2متر جلوی آن را نشانه رفته وشلیک نمودم، خرگوش جستی زده وبه پایین کوه غلتید و من بسرعت رفته و آن را برداشتم. طرف دوستانم می آمدم که آنها گفتند چرا آن بالائی رابرنداشتی؟!! با تعجب گفتم ولی خرگوش که یکی بود اما آنان اسرار نمودند که یکی را هم بالای کوه دیده اند که جان می داد. دوباره برگشتم وبه سمت بالای کوه رفتم و در کمال شگفتی وتعجب دیدم درست آن زمانی که من شلیک کردم و در جایی که خرگوش وساچمه ها به هم رسیدند خرگوش دیگری زیر بوته ها خوابیده بود وساچمه به هردو اصابت کرده است.

                                                     ***

اواخر شهریور ماه بود. جهت شکار کبک به کوه های حاشیه ی جاده تبریز رفته بودم. سه، چهار کبک شکار کرده بودم و به سمت پایین دره سرازیر بودم که ناگهان کبکی از پایین پرواز و بسرعت به سمت دره مقابل پرید. تیری سریع به آن حواله کردم ولی فقط یک ساچمه به نوک بال آن خورد و یکی از شاهپر های کبک را شکست. پرنده بسرعت چرخی خورد وبه سمت پایین رفته و بعد از عبور از مقابل چند بریدگی به داخل دره ای بزرگ پیچید. بعد از ساعتی گشت زدن و شکار چند کبک دیگر در مسیر دره  مذکوربودم. هر چه صدا در آوردم پرنده ای نپرید، سنگ کوچکی بر داشتم و به پایین پرت نمودم، درست از محل افتادن سنگ کبکی به بالا پرید و در فاصله یک متری شروع به چرخیدن به دور سر خود کرد.جالب اینجاست که وقتی به بالای سرکبک رسیدم و آن راگرفتم، مشاهده کردم همان کبکی است که نوک بالش را ساچمه زخمی کرده و سنگ درست به سرش خورده وموجب گیج شدنش شده است.

شکار

نویسندگان

صفحات جانبی

نظرسنجی

    مطالب وبلاک چطوراست





برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


دریافت كد گالری عكس در وب

  • ابر برچسبها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :