تبلیغات

بحث این نوشته من در مورد رابطه بین Kill Zone و بالستیک ما با میزان موفقیت ما در شکار و بهتر بگم مورد اصابت قرار دادن اون Kill Zone هست .
احتمالا دیگه تا الان همه میدونید Kill Zone چیه. این اصطلاح رو بیشتر از همه در مسابقات FT ممکنه ببنید. اما در شکار هم بسیار مورد استفاده قرار میگیره . Kill Zone به اون ناحیه از حیوان شکار شونده گفته میشه که هدف ما اصابت گلوله توی اون ناحیه هست و طبق مطالعاتی که انجام شده به این نتیجه رسیدن که مثلا اگر شما برای فلان حیوان به اون ناحیه شلیک کنید اون حیوان دچار مرگ آنی میشه و شما یک شکار کاملا تمیز و انسانی داشتید. Kill Zone ثابت نیست. بسته به میزان قدرت گلوله در محل برخورد میتونه بزرگ و کوچک بشه. برای اسلحه ای که میتونه قدرت نهایی بیشتری داشته باشه Kill Zone میتونه بزرگتر از اسلحه ای باشه که قدرتش کمتره چون جراحت بیشتری ایجاد میکنه .
در مسابقات فیلد تارگت زدن Kill Zone ملاک امتیاز هست. ممکنه این Kill Zone روی یک هدف به اندازه یک سکه باشه و در فاصله دورتر به اندازه یک ته لیوان. مهم نیست کجای Kill Zone رو میزنید در فیلد تارگت مهم اینه که بزنیدش و اصابت با Kill Zone و انداختن اون یک امتیاز ( Hit ) محسوب میشه. دیگر تیراندازان غیر فیلد تارگت ممکنه بیشتر روی اندازه گروپ تمرکز کنند و بیشتر از کلمه گروپ استفاده کنن. اگرچه هر دوی اینها نهایتا یک معنی میدن.
اما برگردیم به بحث خودمون. Kill Zone برای هر حیوانی متفاوته. مهم این نیست الان توی بحث ما چه حیوانی مد نظره . ما فرضیات خودون رو داریم. در حقیقت ایده نوشتن این مقاله زمانی برای من ایجاد شد که داشتم با منحنی های Trajectory ور میرفتم و عاملی رو در منحنی دخیل کردم که تا قبل توی منحنی ها به شما نشون نداده بودم و اون هم Kill Zone بود. بهتره به تصاویر نگاه کنید . به عکس زیر نگاه کنید :




 این عکس بالستیک دقیق ساچمه پرو مگنوم رو نشون میده که با اسلحه خودم شلیک شده. در پارامتر های این منحنی بالستیک دوربین در مسافت 40 متر ( 44 یاردی ) صفر شده. همونطور که میبینید خط قرمز خط نشانه هست و خط سبز خط بالستیک . من فرض کردم که بخوام به هدفی که Kill Zone اون به اندازه 1 اینج هست شلیک کنم. برای تصور بهتر یک بند انگشت رو در نظر بگیرید که قطر Kill Zone ما هست. و خب طبیعتا هدف به صورت ایده آل زدن وسط Kill Zone هست به این ترتیب به توی عکس Kill zone به اندازه 0.5 اینج بالا و پائین خط نشانه با دو خط بنفش رنگ کشیده شده. همونطور که میبینید ما دو ناحیه بنفش رنگ داریم. این دو ناحیه ناحیه هایی هستن که ساچمه وارد Kill Zone شده . در اینجا به علت فاصله 40 متری ما و بالستیکی که برای ساچمه ایجاد میکنه این فاصله ساچمه دو بار وارد Kill Zone میشه. یک بار در 8.4 یاردی وارد و در 18 یاردی خارج میشه. اوج میگیره ( اگر یادتون باشه به این قسمت میگفیم Point Blank )  و در 40 یاردی دوباره از بالا وارد Kill Zone شده و در 47.5 یاردی خارج میشه. خب این یعنی چی ؟ این یعنی اینه من اگر با این تنظیمات فوق میخواستم یک حیوانی رو بزنم که Kill Zone اون به اندازه یک اینج بود در اون فواصلی که گفتم میتونستم حیوان رو بزنم ( بدون در نظر گرفتن اینکه بخوام روش با دوربین جبران افت و ارتفاع ساچمه رو داشته باشم ) . خب وقتی خوب نگاه کنیم میبینیم یعنی با این وضعیت از 18 یاردی تا حدود 40 یاردی من نمیتونستم اون Kill Zone  رو بزنیم چون توی نقطه کور بالستیک ساچمه من قرار میگرفت. این یعنی کم شدن شانس موفقیت شما در شکار اون حیوان که شما Kill Zone اون رو 1 اینچ در نظر گرفتید. وقتی به این فکر کنیم که راه حل چیه چند راه حل داریم. اول اینکه بخواهیم با استفاده از دوربین طوری هدف گیری کنیم که Kill Zone  رو بزنیم. راه درستی هست . اما راه های دیگه چیه ؟ یکی تغییر دادن Kill Zone و بزرگتر فرض کردنش هست و دیگری تغییر نقطه صفر دوربین. ببنیم این دو پارامتر چه تاثییری در کار ما داره. اول یک نگاه به بالستیک میندازیم این منحنی با تغییر دادن نقطه های صفر اون تغییر میکنه پس اینکار رو میکنیم تا جایی که ماکزیمم اوج منحنی در محدوده Kill Zone قرار بگیره. نتیجه میشه عکس دو :

همونطور که میبینید ما با تغییر دادن نقطه های صفر منحنی کاری کردیم که اوج منحنی بیشتر از Kill Zone ما نشه . به عبارت دیگه با تغییر دادن نقطه صفر دوربین باعث به وجود آمدن یک محدوده بیشتر و پیوسته شدیم که ساچمه در صورتی که به اون فاصله برسه در هر صورت به Kill Zone اصابت میکنه و این برای یک شکارچی خیلی مهمه. شما با اینکار به نحوی منحنی بالستیک اسلحه و ساچمه رو برای شکار اون Kill Zone بهینه کردید. اگر این دو منحنی رو با هم مقایسه کنیم میبینید که محدوده ای که شما در هر صورت توش Kill Zone رو میزنید در حالت دوم خیلی بیشتره. تعجب نکنید اما همین تغییر نقطه صفر دوربین از 40 متری به 34.5 متری باعث افزایش 53% شانس شما در زدن شکاری میشه که Kill Zone اون به اندازه یک بند انگشت هست. 53 درصد کم نیست.
حالت دومی که بررسی کردم زمانی بود که بخواهیم نقطه صفر رو تغییر ندیم و در عوض شکارمون رو عوض کنیم. بریم سراغ شکاری که Kill Zone بزرگتری داره . توی این حالت من Kill Zone رو از 1 اینچ به 2 اینچ تغییر دادم. نتیجه ؟ به عکس سوم نگاه کنید


همونطور که میبینید با افزایش اندازه Kill zone از یک اینج به دو اینچ به طرز زیادی با همون نقطه صفر 40 متر شانس زدن kill Zone رو بالا بردیم. شما در طولی به اندازه 45 یارد شانس زدن هدف رو دارید. چیزی نزدیک به دو برابر حالت قبل. پس همونطور که میبینید در تیراندازی تغییرات کم در بعضی پارامتر ها میتونه تاثیرات چشمگیری در نتیجه کار داشته باشه. این اون نکته ای بود که دوست داشتم امروز بهش اشاره کنم. رابطه Kill Zone و بالستیک ساچمه و تاثیر اون در موفقیت یک شکارچی.
البته این به معنی دادن کلی امتیاز به یک شکارچی نیست. تغییر دادن این نقطه صفر بر اساس شکاری که میخواهید انجام بدید از چند منظر شما رو محدود هم میکنه که در انتهای صحبت به چند مورد از این محدودیت ها اشاره میکنم مثل :
ـ همونطور که گفتم این تغییر نقطه صفر تابعی از بالیتسک ساچمه شما هست. پس برای ساچمه های متفاوت چون بالستیک های متفاوت داریم اون نقطه باید تغییر کنه و این کار شما با کامپیوتر رو قبل از بیرون زدن از خونه زیاد میکنه
ـ در اکثر موارد این بهینه کردن نقطه صفر بر اساس Kill Zone به نزدیک تر کردن نقطه صفر می انجامه که این کار سختی کار در تیراندازی در مسافت های دورتر رو به خاطر بیشتر شدن POI ساچمه و انحراف اون از خط نشانه سخت میکنه
ـ همونطور که دیدید اندازه Kill Zone میتونه متفاوت باشه و این هم تاثیر داره توی کار
در این میان من فکر میکنم مورد دوم بیشترین محدودیتی باشه که این روش برای تیرانداز میاره که البته این هم با تمرین به راحتی قابل حل هست.
در کل این روش رو اگر کسی درست بکار بگیره و از قبل بدونه قراره به دنبال چه kill Zone ای بره و بخواد تیراندازی رو با برنامه پیاده کنه روش بسیار بسیار خوبی هست و شما رو تبدیل به یک تیرانداز مرگبار میکنه . مخصوصا برای کسانی که میخوان در FT شرکت کنن خیلی عالیه.
من این نمودار ها رو برای تمام ساچمه هام در آوردم و خیلی مفید هستن.